پزشکی زیستشناسی ایمونوگلوبولین، آنتیبادی
شکل کامل: immunoglobulin
شکل نوشتاری دیگر: Ig
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
The patient's IG levels were measured to assess their immune response.
سطح ایمونوگلوبولین بیمار برای ارزیابی پاسخ ایمنی اندازهگیری شد.
Intravenous IG therapy helped reduce the frequency of infections.
درمان وریدی ایمونوگلوبولین به کاهش فراوانی عفونتها کمک کرد.
Low IG concentration can indicate an immunodeficiency disorder.
غلظت پایین ایمونوگلوبولین میتواند نشاندهندهی یک اختلال نقص ایمنی باشد.
کسبوکار بازرس کل، سربازرس، بازرس ارشد، رئیس بازرسی
شکل کامل: inspector general
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The IG launched an investigation into the misuse of funds.
بازرس کل تحقیقاتی دربارهی سوءاستفاده از وجوه آغاز کرد.
The IG reported serious safety violations at the plant.
بازرس ارشد گزارش نقض جدی مقررات ایمنی در کارخانه را ارائه داد.
The IG found evidence of systemic corruption.
بازرس ارشد شواهدی از فساد سیستماتیک یافت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «IG» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/IG