چشمبسته قبول کردن، چشمبسته خرید کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She accepted the job offer without reading the contract; she basically took a pig in a poke.
او پیشنهاد شغلی را بدون خواندن قرارداد پذیرفت؛ عملاً چشمبسته قبول کرد.
If you invest in stocks you don't research, you're essentially purchasing a pig in a poke.
اگر در سهامی که تحقیق نکردهای سرمایهگذاری کنی، عملاً چشمبسته خرید کردهای.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «a pig in a poke» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/a-pig-in-a-poke