گذشتهی ساده:
was given toشکل سوم:
been given toسومشخص مفرد:
is given toوجه وصفی حال:
being given toعادت داشتن، تمایل داشتن، گرایش داشتن (عادت)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Societies that are given to excessive consumerism often face environmental degradation and a decline in community well-being due to resource depletion and waste generation.
جوامعی که به مصرفگرایی افراطی عادت دارند، اغلب با تخریب محیطزیست و کاهش رفاه جامعه بهدلیل تهی شدن منابع و تولید زباله مواجه میشوند.
My grandfather was always given to telling long stories about his youth, even if we'd heard them a hundred times before.
پدربزرگم همیشه عادت داشت داستانهای طولانی از جوانیاش تعریف کند؛ حتی اگر صدبار قبل آنها را شنیده بودیم.
Research indicates that individuals who are given to frequent multitasking often experience reduced cognitive performance and an increase in stress levels.
تحقیقات نشان میدهد که افرادی که به چندوظیفگی مکرر تمایل دارند، اغلب عملکرد شناختی کاهش یافته و افزایش سطح استرس را تجربه میکنند.
حالی کردن یا شدن، فهماندن
ask and it shall be given to you; seek and you shall find
بخواه تا به تو داده شود؛ جستجو کن تا بیابی.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «be given to» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/be-given-to