شکل جمع:
big bagsکیسهی بزرگ، گونی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The archaeological team carefully unearthed a big bag containing ancient pottery fragments.
تیم باستانشناسی با دقت یک کیسهی بزرگ حاوی تکههای سفال باستانی را از زیر خاک بیرون آورد.
Could you please help me lift this big bag of dog food?
ممکن است لطفاً به من کمک کنید این گونی بزرگ غذای سگ را بلند کنم؟
For laboratory sessions, it is sometimes necessary to transport specialized equipment in a durable big bag to prevent damage.
برای جلسات آزمایشگاهی، گاهی اوقات لازم است تجهیزات تخصصی را در یک گونی بزرگ و بادوام حمل کرد تا از آسیب دیدن جلوگیری شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «big bag» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/big-bag