همگرایی، یکپارچگی (پیوند اصول رشتههای مختلف بهویژه هنگام تشکیل یک نظریهی جامع)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The scientist praised the consilience between physics and biology in explaining complex systems.
دانشمند از همگرایی بین فیزیک و زیستشناسی در توضیح سامانههای پیچیده تمجید کرد.
A true consilience requires that methods, data, and theory corroborate each other.
یکپارچگی واقعی مستلزم آن است که روشها، دادهها و نظریهی یکدیگر را تأیید کنند.
Philosophers hope for a consilience that unites moral theory with empirical psychology.
فیلسوفان به همگراییای امید دارند که نظریهی اخلاق را با روانشناسی تجربی پیوند دهد.
Consilience can resolve apparent conflicts between historical records and archaeological data.
یکپارچگی میتواند تضادهای آشکار بین مدارک تاریخی و دادههای باستانشناسی را حل کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «consilience» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/consilience