آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ آبان ۱۴۰۵

      Consist

      kənˈsɪst kənˈsɪst

      گذشته‌ی ساده:

      consisted

      شکل سوم:

      consisted

      سوم‌شخص مفرد:

      consists

      وجه وصفی حال:

      consisting

      معنی consist | جمله با consist

      verb - intransitive B1

      شامل بودن، مشتمل بودن بر، عبارت بودن از، مبتنی بودن بر، منوط بودن به، بسته بودن به، موکول بودن به (با in)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      My breakfast consists of coffee and toast.

      صبحانه‌ی من شامل قهوه و نان تست است.

      The research project will consist of three distinct phases.

      پروژه‌ی تحقیقاتی شامل سه مرحله‌ی متمایز خواهد بود.

      verb - intransitive

      قدیمی ‫وجود داشتن، بودن‬

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      A healthy diet should consist of balanced nutrients.

      یک رژیم غذایی سالم باید شامل مواد مغذی متعادل باشد.

      Effective communication often consists of clear, concise language.

      ارتباط موثر اغلب شامل زبانی روشن و مختصر است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Wisdom does not consist only in knowing facts.

      خردمندی فقط به دانستن واقعیات نیست.

      verb - intransitive B1

      ساخته شدن از، تشکیل شدن از، متشکل بودن از، شامل بودن از، مرکب بودن از (با of)

      Water consists of hydrogen and oxygen.

      آب از هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است.

      The research paper will consist of three main sections.

      مقاله‌ی پژوهشی از سه بخش اصلی تشکیل خواهد شد.

      verb - intransitive

      سازگار بودن با، جور بودن با، مطابقت داشتن با، تطابق داشتن با (با with)

      His claim consists with facts.

      ادعای او با واقعیات مطابقت دارد.

      These findings largely consist with previous research.

      این یافته‌ها تا حد زیادی با تحقیقات قبلی مطابقت دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His story doesn't consist with the evidence.

      داستان او با شواهد جور درنمی‌آید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد consist

      1. verb exist, reside
        Synonyms:
        be exist reside lie rest dwell subsist abide inhere be found in be contained in be expressed by

      Phrasal verbs

      consist of

      شامل شدن

      سوال‌های رایج consist

      گذشته‌ی ساده consist چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده consist در زبان انگلیسی consisted است.

      شکل سوم consist چی میشه؟

      شکل سوم consist در زبان انگلیسی consisted است.

      وجه وصفی حال consist چی میشه؟

      وجه وصفی حال consist در زبان انگلیسی consisting است.

      سوم‌شخص مفرد consist چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد consist در زبان انگلیسی consists است.

      ارجاع به لغت consist

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «consist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/consist

      لغات نزدیک consist

      • - consignor
      • - consilience
      • - consist
      • - consist of
      • - consistence
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      after ag leviathan handout coster get it arbitrage etceteras strait-laced antebellum nick-nack cud parabiosis click set your alarm مخبر ضلالت باریک آدمیزاد شک کردن تیر خلاص آتش‌سوزی والد یانگ دمغ خلاف نوشابه‌ی الکلی بی‌برگشت هم‌جنس‌گراهراسی تورب‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.