آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ آذر ۱۴۰۴

      Be

      bi bi

      گذشته‌ی ساده:

      was

      شکل سوم:

      been

      معنی be | جمله با be

      noun verb - intransitive adverb A1

      مصدر فعل بودن، امر فعل بودن، وجود داشتن، زیستن، شدن، ماندن، باش

      Be here before noon!

      قبل از ظهر اینجا باش!

      He is old.

      او سالخورده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Paris is in France.

      پاریس در فرانسه است.

      The meeting will be tonight.

      جلسه امشب خواهد بود.

      I am

      هستم

      you are

      هستی

      he (she, it) is

      است، هست

      we are

      هستیم

      you are

      هستید

      they are

      هستند

      I (he, she, it) was

      بودم (بود)

      you (they, we) were

      بودید (بودند، بودیم)

      I (you, they, we) have been

      بوده‌ام (بوده‌اید، بوده‌اند، بوده‌ایم)

      he (she, it) has been

      بوده است

      I (you, he, she, it, they, we) had been

      بودم (بودی، بود، بودند، بودیم)

      I (you, he, she, it, they, we) will (or shall) be

      خواهم بود (خواهی بود، خواهد بود، خواهند بود، خواهیم بود)

      He will be selected.

      انتخاب خواهد شد.

      He is leaving tomorrow.

      فردا می‌رود، فردا خواهد رفت.

      How long will they be here?

      چند وقت خواهند ماند؟ تا کی اینجا خواهند بود؟

      peace be with you

      سلام بر تو (شما)، درود، الهی قرین صلح و آرامش باشی

      She is writing a letter.

      او دارد نامه می‌نویسد.

      That hat is ten dollars.

      آن کلاه ده دلار است.

      The door is on the left.

      درب در سمت چپ قرار دارد.

      When will the wedding be?

      عروسی کی خواهد بود؟

      symbol uncountable

      شیمی عنصر شیمیایی (Be) بریلیم، عنصر بریلیم ( نماد شیمیایی Beryllium)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      prefix

      (-be) (فعل‌ساز) دور تا دور

      prefix

      (-be) به‌طور کامل، زیادی

      prefix

      (-be) (صفت‌ساز) دارای

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد be

      1. verb exist
        Synonyms:
        live exist remain stay continue go on last survive endure persist abide subsist prevail inhabit breathe be alive have being have place obtain stand rest hold act do move
      1. verb happen
        Synonyms:
        happen take place occur come about come to pass transpire befall

      سوال‌های رایج be

      گذشته‌ی ساده be چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده be در زبان انگلیسی was است.

      شکل سوم be چی میشه؟

      شکل سوم be در زبان انگلیسی been است.

      ارجاع به لغت be

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «be» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/be

      لغات نزدیک be

      • - bdl
      • - BDSM
      • - be
      • - be (flat) on one's back
      • - be (of) no laughing matter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.