شکل جمع:
craftswomenهنر هنرمند، هنرپیشه، صنعتگر (زن)
The exhibition showcased the exceptional skill of a local craftswoman whose textile art explored themes of cultural heritage and sustainability.
این نمایشگاه مهارت استثنایی یک صنعتگر محلی را به نمایش گذاشت که هنر پارچهای او به بررسی مضامین میراث فرهنگی و پایداری میپرداخت.
The craftswoman meticulously carved intricate designs into the wooden sculpture.
هنرمند با دقت طرحهای پیچیدهای را بر روی مجسمهی چوبی حکاکی کرد.
She is a renowned craftswoman, famous for her unique pottery creations.
او یک هنرپیشهی مشهور است که بهخاطر خلاقیتهای منحصربهفردش در سفالگری معروف است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «craftswoman» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/craftswoman