گذشتهی ساده:
defoliatedشکل سوم:
defoliatedسومشخص مفرد:
defoliatesوجه وصفی حال:
defoliatingبیبرگ کردن، برگزدایی کردن، برگ ریختن، برگ از دست دادن (مخصوصاً با استفاده از مواد شیمیایی قوی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The pesticide defoliated the citrus trees within days.
آفتکش ظرف چند روز درختان مرکبات را بیبرگ کرد.
The army used a chemical agent that defoliated large areas of the rainforest.
ارتش از عامل شیمیایی استفاده کرد که مناطق وسیعی از جنگلهای بارانی را بیبرگ کند.
The herbicide defoliated the soybean crop before harvest.
علفکش قبلاز برداشت، محصول سویا را بیبرگ کرد.
Chemical runoff from the factory defoliated plants along the riverbank.
پسزدگی شیمیایی از کارخانه، گیاهان کنار رودخانه را بیبرگ کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «defoliate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/defoliate