شکل جمع:
directorshipsکسبوکار مدیریت، ریاست
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She was offered the directorship of the new department, a challenging but rewarding position.
به او مدیریت بخش جدید پیشنهاد شد، موقعیتی چالشبرانگیز اما پربار.
The transition of directorship within the charitable organization necessitated a re-evaluation of its long-term strategic objectives.
انتقال مدیریت در سازمان خیریه، مستلزم ارزیابی مجدد اهداف استراتژیک بلندمدت آن بود.
Successful directorship often requires a blend of leadership qualities, strategic vision, and strong communication skills.
ریاست موفق اغلب نیازمند ترکیبی از ویژگیهای رهبری، بینش استراتژیک و مهارتهای ارتباطی قوی است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «directorship» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/directorship