آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Directorial

ˌdaɪrekˈtɔːriəl ˌdaɪrekˈtɔːriəl

معنی directorial | جمله با directorial

adjective

هادی، مربوط به کارگردان، دستوری، هدایتی، مدیریتی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

directorial powers

اختیارات مدیریتی

They shared directorial duties.

آنان در وظایف کارگردانی مشارکت داشتند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد directorial

  1. adjective of, for, or relating to administration or administrators

ارجاع به لغت directorial

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «directorial» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/directorial

لغات نزدیک directorial

پیشنهاد بهبود معانی