موسیقی کیبورد الکترونیکی (آلت موسیقی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The teacher teaches music with an electric keyboard.
معلم با کیبورد الکترونیکی موسیقی را آموزش میدهد.
Connect the electric keyboard to the speaker.
کیبورد الکترونیکی را به بلندگو وصل کنید.
He plays the electric keyboard every day.
او هر روز کیبورد الکترونیکی مینوازد.
The electric keyboard is on the table.
کیبورد الکترونیکی روی میز است.
She bought a new electric keyboard.
او یک کیبورد الکترونیکی جدید خریده است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «electric keyboard» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/electric-keyboard