آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۴

      Antenna

      ænˈtenə ænˈtenə

      شکل جمع:

      antennae

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از شکل جمع antennas به‌ جای antennae استفاده کرد.

      معنی antenna | جمله با antenna

      noun countable

      جانورشناسی شاخک

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The crab's antennae helped it sense its surroundings.

      شاخک‌های خرچنگ به آن کمک کرد تا محیط اطرافش را حس کند.

      The beetle's antennae twitched as it searched for food.

      هنگام جست‌وجوی غذا، شاخک‌های سوسک تکان می‌خورد.

      noun countable

      قدرت درک (به‌صورت جمع می‌آید)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      She trusted her antennae, knowing that they had guided her well in the past.

      او به قدرت درکش اعتماد کرد، زیرا می‌دانست که در گذشته به‌خوبی او را راهنمایی کرده‌اند.

      The detective's antennae led him to the crucial clue in the case.

      قدرت درک کارآگاه او را به سرنخ حیاتی پرونده هدایت کرد.

      noun countable

      آنتن (افزاره‌ای برای تبدیل سیگنال الکتریکی به امواج الکترومغناطیسی (در حالت فرستندگی) و تبدیل امواج الکترومغناطیسی به سیگنال الکتریکی (در حالت گیرندگی))

      The car's antenna was damaged in the storm.

      آنتن خودرو در طوفان آسیب دید.

      He adjusted the antenna on his television to get a better signal.

      آنتن تلویزیون خود را تنظیم کرد تا سیگنال بهتری دریافت کند.

      noun

      والیبال ورزش آنتن (میله‌های عمودی متصل به لبه‌ی بیرونی تور)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی والیبال

      مشاهده
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد antenna

      1. noun appendages for sensing, usually on insects or electronics
        Synonyms:
        ears feelers receiver wire aerial sky wire rabbit ears whip bullwhip bird snapper

      سوال‌های رایج antenna

      شکل جمع antenna چی میشه؟

      شکل جمع antenna در زبان انگلیسی antennae است.

      ارجاع به لغت antenna

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «antenna» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/antenna

      لغات نزدیک antenna

      • - antemeridian
      • - antemortem
      • - antenna
      • - antennule
      • - antependium
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.