همچنین میتوان از epidemiologic بهجای epidemiological استفاده کرد.
پزشکی اپیدمیولوژیک، مربوط به همهگیرشناسی، مربوط به شیوعشناسی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They conducted an epidemiological survey across several districts.
آنها یک پیمایش اپیدمیولوژیک در چندین منطقه انجام دادند.
Public health officials used epidemiological methods to control the outbreak.
مسئولان بهداشت عمومی از روشهای اپیدمیولوژیک برای کنترل شیوع استفاده کردند.
She wrote an epidemiological paper on chronic diseases.
او یک مقالهی اپیدمیولوژیک دربارهی بیماریهای مزمن نوشت.
We need more epidemiological data to understand the spread of the infection.
برای فهمیدن شیوع عفونت به دادههای اپیدمیولوژیک بیشتری نیاز داریم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «epidemiological» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/epidemiological