همچنین میتوان از free of بهجای free from استفاده کرد.
فاقدِ، بدونِ، بی، عاری از
Academic research must strive to be free from bias, ensuring the objectivity and validity of its findings.
تحقیقات آکادمیک باید تلاش کند که عاری از سوگیری باشد و عینیت و اعتبار یافتههای خود را تضمین کند.
Many marine organisms thrive in deep-sea environments, which are often free from the intense light and wave action found near the surface.
بسیاری از موجودات دریایی در محیطهای اعماق دریا رشد میکنند که اغلب بدونِ نور شدید و حرکت امواج موجود در نزدیکی سطح هستند.
The new legislation aims to ensure that consumer products are free from harmful chemicals, prioritizing public health.
قانونگذاری جدید با هدف تضمین این است که محصولات مصرفی فاقدِ مواد شیمیایی مضر باشند و سلامت عمومی را در اولویت قرار دهد.
رها، آزاد، مستقل از، ورای، در خارج از
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Successful implementation of renewable energy sources would allow communities to be free from the volatility of global oil prices.
اجرای موفقیتآمیز منابع انرژی تجدیدپذیر به جوامع این امکان را میدهد که از نوسانات قیمت جهانی نفت رها باشند.
Many scholars argue that true objectivity in research requires a methodology that is free from personal biases and preconceived notions.
بسیاری از محققان استدلال میکنند که عینیت واقعی در تحقیق نیازمند روششناسیای است که از تعصبات شخصی و مفاهیم ازپیشتعیینشده آزاد باشد.
Achieving financial literacy can empower individuals to make informed decisions and ultimately be free from the burden of debt.
کسب سواد مالی میتواند افراد را برای تصمیمگیری آگاهانه توانمند سازد و در نهایت از بار بدهی رها باشند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «free from» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/free from