dictator, tyrant
dictator
tyrant
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تهدیدات توخالی یک دیکتاتور درحال مرگ
the idle threats of a dying dictator
دیکتاتور رسانهها را برای کنترل جریان اطلاعات محدود کرد.
The dictator straitjacketed the media to control the flow of information.
دیکتاتور خونخوار با مشت آهنین حکومت کرد.
The sanguinary dictator ruled with an iron fist.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دیکتاتور» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دیکتاتور