گذشتهی ساده:
went along withشکل سوم:
gone along withسومشخص مفرد:
goes along withوجه وصفی حال:
going along withموافق بودن، موافقت کردن، حمایت کردن (نظر کسی)
Many citizens are likely to go along with the proposed environmental regulations, recognizing their long-term benefits for public health and sustainability.
بسیاری از شهروندان احتمالاً با مقررات زیستمحیطی پیشنهادی موافقت خواهند کرد و مزایای بلندمدت آنها را برای سلامت عمومی و پایداری به رسمیت میشناسند.
The research team decided to go along with the principal investigator's revised hypothesis, given the compelling new data presented in the latest findings.
تیم تحقیقاتی تصمیم گرفت با توجه به دادههای جدید متقاعدکنندهای که در آخرین یافتهها ارائه شده بود، با فرضیهی بازنگریشدهی محقق اصلی موافق باشد.
In the debate about funding for space exploration, some argue that the public will not go along with increased taxes for projects without immediate terrestrial applications.
در بحث تامین مالی اکتشافات فضایی، برخی استدلال میکنند که مردم با افزایش مالیات برای پروژههای بدون کاربردهای فوری زمینی موافقت نخواهند کرد.
همراه شدن، رفتن، همراهی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In the upcoming field study, students are encouraged to go along with their assigned research partners to ensure comprehensive data collection.
در مطالعهی میدانی آتی، دانشآموزان تشویق میشوند تا برای اطمینان از جمعآوری جامع دادهها، با شرکای تحقیقاتی تعیینشده خود همراه شوند.
The documentary filmmaker decided to go along with the expedition team into the Amazon rainforest to capture authentic footage.
فیلمساز مستند تصمیم گرفت تا با تیم اکتشافی به جنگلهای بارانی آمازون برود تا فیلمهای معتبری را ضبط کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «go along with» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/go-along-with