گذشتهی ساده:
handed upشکل سوم:
handed upسومشخص مفرد:
hands upوجه وصفی حال:
handing upانگلیسی آمریکایی ارائه کردن، تحویل دادن (تصمیم، طرح و ... رسمی به مقام بالاتر)
The team decided to hands up a new proposal to the board next week.
تیم تصمیم گرفت هفتهی آینده یک پیشنهاد جدید را به هیئتمدیره ارائه کند.
Students must hands up their final dissertations to the departmental office no later than the specified deadline.
دانشجویان باید پایاننامههای نهایی خود را حداکثر تا مهلت تعیینشده به دفتر دپارتمان ارائه کنند.
(!hands up) دستها بالا! (برای علامت تسلیم)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The police officer yelled, "Hands up!" and the suspect immediately complied.
افسر پلیس فریاد زد: «دستها بالا!» و مظنون فوراً اطاعت کرد.
Suddenly, a masked figure burst into the room, shouting, "hands up!"
ناگهان یک فرد نقابدار وارد اتاق شد و فریاد زد: «دستها بالا!»
The audio recording presented a scenario where a voice distinctly commanded, "Hands up!" which was followed by a silence, indicating compliance from the individuals present.
ضبط صوتی سناریویی را ارائه داد که در آن صدایی بهوضوح فرمان داد: «دستها بالا!» که با سکوت دنبال شد و نشاندهندهی اطاعت افراد حاضر بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hand up» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hands-up