اشارهی دست، علامت دست
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The coach made a hand signal for the players to start.
مربی با اشارهی دست به بازیکنان دستور شروع داد.
The teacher used a hand signal to get our attention.
معلم برای جلبتوجه ما از علامت دست استفاده کرد.
She learned a new hand signal in class.
او در کلاس علامت دست جدیدی یاد گرفت.
He gave a hand signal to stop.
او با یک اشارهی دست به توقف اشاره کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hand signal» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hand-signal