جامعهشناسی سیاست تدریجگرایی، رویکرد گامبهگام
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Incrementalism often involves setting short-term goals that add up to long-term change.
تدریجگرایی اغلب شامل تعیین اهداف کوتاهمدت است که در مجموع به تغییرات بلندمدت منجر میشوند.
In negotiation, incrementalism meant agreeing on minor points before tackling the major issues.
در مذاکره، تدریجگرایی به معنای توافق بر نکات جزئی پیشاز پرداختن به مسائل اصلی بود.
Policymakers adopted incrementalism to test new policies on a small scale first.
سیاستگذاران تدریجگرایی را پذیرفتند تا ابتدا سیاستهای جدید را در مقیاس کوچک آزمایش کنند.
Incrementalism in urban planning led to gradual improvements in housing and transport.
تدریجگرایی در برنامهریزی شهری منجر به بهبود تدریجی در بخش مسکن و حملونقل شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «incrementalism» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/incrementalism