زندگی پر از هیجان و فعالیت، زندگی پرتکاپو و مهیج
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After moving to the city, he embraced life in the fast lane.
بعداز نقل مکان به شهر، او زندگی پر از هیجان و فعالیت را پذیرفت.
She thrived on life in the fast lane, juggling meetings, parties, and new projects.
او از زندگی پرتکاپو و مهیج لذت میبرد و میان جلسات، مهمانیها و پروژههای جدید تعادل برقرار میکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «life in the fast lane» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/life-in-the-fast-lane