شکل جمع:
martyriesدین زیارتگاه، بنای یادبود (برای شهید)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The city preserved the old martyry as a symbol of sacrifice and unity.
شهر آن زیارتگاه قدیمی را بهعنوان نماد ایثار و وحدت حفظ کرد.
The martyry stands on a hill overlooking the valley.
بنای یادبود روی تپهای واقع شده است که بر دره مشرف است.
The village built a small martyry near the old oak tree.
روستا یک زیارتگاه کوچک در کنار درخت بلوط قدیمی ساخت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «martyry» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/martyry