همچنین میتوان از medicine chest بهجای medicine cabinet استفاده کرد.
پزشکی قفسهی دارو، کابینت وسایل پزشکی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I keep bandages and antiseptic in the medicine cabinet.
من پانسمان و مادهی ضدعفونیکننده را در کابینت وسایل پزشکی نگه میدارم.
She opened the medicine cabinet to get some cough syrup.
او برای برداشتن شربت سرفه قفسهی دارو را باز کرد.
Please check the medicine cabinet for painkillers.
لطفاً قفسهی دارو را برای یافتن مسکنها بررسی کنید.
She arranged the medicines in the medicine cabinet by expiration date.
او داروها را در قفسهی دارو براساس تاریخ انقضا مرتب کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «medicine cabinet» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/medicine-cabinet