پزشکی یائسگی، پساقاعدگی (بند آمدن قاعدگی)
شکل غیررسمی این لغت: the change (of life)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
Menopause marks the end of a woman's menstrual cycles.
یائسگی پایان چرخههای قاعدگی یک زن را نشان میدهد.
Many women seek hormone therapy to manage menopause symptoms.
بسیاری از زنان برای کنترل علائم پساقاعدگی به هورموندرمانی روی میآورند.
She experienced hot flashes during menopause.
او در زمان یائسگی دچار گرگرفتگی شد.
Menopause usually occurs between ages forty-five and fifty-five.
یائسگی معمولاً بین ۴۵ تا ۵۵ سالگی رخ میدهد.
Menopause can affect mood and sleep patterns.
یائسگی میتواند بر روحیه و الگوی خواب تأثیر بگذارد.
پزشکی قطع قاعدگی (به دلایلی غیر از علل طبیعی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The doctor warned that the medication might induce menopause.
پزشک هشدار داد که دارو ممکن است باعث قطع قاعدگی شود.
Radiation therapy to the pelvis can lead to menopause.
پرتودرمانی به ناحیهی لگن میتواند منجر به قطع قاعدگی شود.
Chemotherapy caused an early menopause in several patients.
شیمیدرمانی در چند بیمار باعث قطع قاعدگی زودرس شد.
She entered menopause after her ovaries were surgically removed.
او پساز اینکه تخمدانهایش با جراحی برداشته شد، دچار قطع قاعدگی شد.
Some autoimmune disorders can trigger premature menopause.
برخی بیماریهای خودایمنی میتوانند باعث قطع قاعدگی زودرس شوند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «menopause» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/menopause