با بدنامی، بهطور انگشتنما، با رسوایی، رسواگونه
The politician is notoriously corrupt.
آن سیاستمدار بهخاطر فساد با بدنامی شناخته شده است.
He is notoriously unreliable when it comes to meeting deadlines.
او در رعایت ضربالاجلها رسواگونه غیرقابل اعتماد است.
بهطور ناامیدکننده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She is notoriously late to every meeting.
او بهطور ناامیدکنندهای همیشه دیر به همهی جلسات میرسد.
The software is notoriously difficult to install.
نصب این نرمافزار بهطور ناامیدکنندهای دشوار است.
That restaurant is notoriously slow with service.
آن رستوران بهطور ناامیدکنندهای در سرویسدهی کند است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «notoriously» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/notoriously