شکل نوشتاری دیگر این لغت: -plan
صاف، تخت، مسطح، هموار
planography
پلانوگرافی (چاپ از روی صفحهی مسطح)
planosol
گل سفید نرم و مسطح
یکسو صاف، یکسو تخت، یکسو مسطح، یکسو هموار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
plano-concave
تخت-کاو (مربوط به عدسی و منشور و غیره که یک سطح تخت و یک سطح کاو دارد)
The plano-convex lens is commonly used in camera lenses to focus light.
از لنز تخت-کوژ معمولاً در لنزهای دوربین برای متمرکز کردن نور استفاده میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «plano-» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/plano-