وقت گذراندن، وقت سپری کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I like to spend time reading books.
من دوست دارم وقت خود را با خواندن کتابها بگذرانم.
How do you usually spend time on weekends?
معمولاً آخر هفتهها چگونه وقتت را سپری میکنی؟
He is spending time learning how to cook.
او وقتش را برای یادگیری آشپزی میگذراند.
She spends time with her grandparents every weekend.
او هر آخرهفته وقتش را با پدربزرگ و مادربزرگش میگذراند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «spend time» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/spend-time