پافشاری کردن، موضع خود را حفظ کردن، زیر بار نرفتن، روی حرف ایستادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She stood her ground during the meeting and refused to change the design.
او در جلسه محکم موضع خود را حفظ کرد و حاضر نشد طراحی را تغییر دهد.
Even when criticized, he stood his ground and defended his decision.
حتی وقتی مورد انتقاد قرار گرفت، او روی حرفش ایستاد و از تصمیمش دفاع کرد.
Despite the threats, the protesters stood their ground.
باوجود تهدیدها، معترضان مواضع خود را حفظ کردند.
He stood his ground against the bully and would not be intimidated.
او در برابر زورگو زیر بار نرفت و مرعوب نشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «stand your ground» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stand-your-ground