شکل جمع:
subunitsشکل نوشتاری دیگر این لغت: sub-unit
همچنین در حالت جمع میتوان از sub-units بهجای subunits استفاده کرد.
زیرواحد
The overall project was segmented into several main units, each further comprising a distinct subunit responsible for a specific operational phase.
پروژهی کلی به چندین واحد اصلی تقسیم شد که هریک شامل یک زیرواحد متمایز و مسئول یک فاز عملیاتی خاص بود.
Analysts recommend evaluating the performance of each subunit independently to pinpoint areas for efficiency improvement within the larger organizational structure.
تحلیلگران توصیه میکنند عملکرد هر زیرواحد را بهطور مستقل ارزیابی کنند تا نقاط قابل بهبود کارایی را در ساختار سازمانی بزرگتر شناسایی نمایند.
Effective project management necessitates clear communication between the main unit and its corresponding subunit to ensure synchronized task completion.
مدیریت مؤثر پروژه مستلزم ارتباط روشن بین واحد اصلی و زیرواحد مربوطهی آن است تا از اتمام همگامسازیشده وظایف اطمینان حاصل شود.
زیستشناسی زیرمولکول
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Researchers are investigating how the structural integrity of a protein's crucial subunit impacts its overall biological function within the human body.
محققان درحال بررسی این هستند که چگونه یکپارچگی ساختاری زیرمولکول حیاتی یک پروتئین بر عملکرد بیولوژیکی کلی آن در بدن انسان تأثیر میگذارد.
The professor is discussing the assembly of ribosomes, highlighting the distinct roles of their large and small subunit components.
استاد درحال بحث در مورد مونتاژ ریبوزومها است و نقشهای متمایز زیرمولکولهای بزرگ و کوچک آنها را برجسته میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «subunit» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/subunit