گذشتهی ساده:
teamed upشکل سوم:
teamed upسومشخص مفرد:
teams upوجه وصفی حال:
teaming upهمکاری کردن، متحد شدن، دستبهدست هم دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
To address the complex challenges of climate change effectively, international organizations must team up and share resources.
برای رسیدگی مؤثر به چالشهای پیچیدهی تغییرات اقلیمی، سازمانهای بینالمللی باید با هم همکاری کنند و منابع را به اشتراک بگذارند.
Researchers from various disciplines often team up to conduct interdisciplinary studies, yielding more comprehensive results.
محققان از رشتههای مختلف اغلب برای انجام مطالعات بینرشتهای با هم همکاری میکنند که نتایج جامعتری به بار میآورد.
During the lecture, the professor explained how different departments within a university often team up to secure large research grants.
در طول سخنرانی، استاد توضیح داد که چگونه بخشهای مختلف یک دانشگاه اغلب برای تضمین کمکهزینههای تحقیقاتی بزرگ دستبهدست هم میدهند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «team up» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/team-up