malignant, wicked, mischievous, wickedly, mischievously
malignant
wicked
mischievous
wickedly
mischievously
نگاه شرورانهی او همه را در اتاق ترساند.
The malignant glare in his eyes scared everyone in the room.
او شرورانه به بدبختی دیگران خندید.
He wickedly laughed at the misfortune of others.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شرورانه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شرورانه