آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

شرور به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / sharoor /

wicked, restive, ruffianly, foul, baleful, hooligan, mischievous, outlaw, villain, iniquitous, sinister, mean

wicked

restive

ruffianly

foul

baleful

hooligan

mischievous

outlaw

villain

iniquitous

sinister

mean

شریر، خبیث

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

باید معلمی پیدا کنیم که این بچه‌های شرور را آدم کند.

We must find a teacher who can civilize these mischievous children.

نامادری شرور با سیندرلا خیلی بد رفتار می‌کرد.

The wicked stepmother treated Cinderella terribly.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد شرور

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

ارجاع به لغت شرور

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «شرور» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شرور

لغات نزدیک شرور

پیشنهاد بهبود معانی