آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴

      بیمارستان به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / bimaarestaan /

      پزشکی hospital, infirmary, sick bay

      hospital

      infirmary

      sick bay

      شفاخانه، مریض‌خانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      آنان را مستقیماً به بیمارستان برد.

      He took them point-blank to the hospital.

      زمین مصادره‌شده برای ساختمان بیمارستان

      lands expropriated for the construction of an infirmary

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد بیمارستان

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بهداری دارالشفاء درمانگاه شفاخانه مریضخانه

      سوال‌های رایج بیمارستان

      بیمارستان به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بیمارستان» در زبان انگلیسی به hospital ترجمه می‌شود.

      بیمارستان مکانی است که برای درمان و مراقبت از بیماران مجهز شده و خدمات پزشکی، جراحی، تشخیص و مراقبت‌های ویژه را ارائه می‌دهد. این مکان‌ها نقش حیاتی در نظام سلامت هر جامعه دارند و معمولا شامل بخش‌های مختلفی مانند اورژانس، بخش‌های بستری، آزمایشگاه‌ها، داروخانه، و واحدهای تخصصی می‌شوند.

      بیمارستان‌ها محلی هستند که افراد بیمار یا آسیب‌دیده تحت نظارت و مراقبت پزشکان، پرستاران و سایر کادر درمان قرار می‌گیرند. این مراکز می‌توانند عمومی یا خصوصی باشند و از نظر تخصص‌ها نیز متفاوت‌اند؛ بعضی بیمارستان‌ها بر درمان بیماری‌های خاص مانند سرطان یا قلب تمرکز دارند، و برخی دیگر خدمات جامع‌تری ارائه می‌کنند. تجهیزات پیشرفته و فناوری‌های پزشکی در بیمارستان‌ها باعث شده‌اند که تشخیص و درمان بیماری‌ها سریع‌تر و دقیق‌تر انجام شود.

      علاوه بر خدمات درمانی، بیمارستان‌ها نقش آموزشی و پژوهشی نیز ایفا می‌کنند. بسیاری از آن‌ها با دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی همکاری می‌کنند تا دانش پزشکی را توسعه دهند و آموزش نیروهای متخصص را فراهم کنند.

      بیمارستان‌ها از مهم‌ترین نهادهای سلامت در جامعه هستند که با فراهم آوردن مراقبت‌های پزشکی تخصصی، نقش بزرگی در حفظ و ارتقای سلامت مردم ایفا می‌کنند.

      ارجاع به لغت بیمارستان

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بیمارستان» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بیمارستان

      لغات نزدیک بیمارستان

      • - بیمارانه
      • - بیمارسان
      • - بیمارستان
      • - بیمارستان روانی
      • - بیمارستان روستایی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.