آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

      خاموش کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / khaamoosh kardan /

      to turn off, to switch off, to extinguish, to stall, to snuff, to gag, to kill

      to turn off

      to switch off

      to extinguish

      to stall

      to snuff

      to gag

      to kill

      فرونشاندن
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      تو را به‌ خدا رادیو را خاموش کن!

      For goodness sake, turn off the radio!

      برای صرفه‌جویی بخاری‌ها را خاموش کردند.

      They switched off the heaters as an economy measure.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      بالأخره آتش‌سوزی جنگل را خاموش کردند.

      They finally extinguished the forest fire.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / khaamoosh kardan /

      ادبی to silence, to quiet down, to squelch, to hush up, to make quiet, to muffle, to suppress, to quench, to smother

      to silence

      to quiet down

      to squelch

      to hush up

      to make quiet

      to muffle

      to suppress

      to quench

      to smother

      ساکت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      رژیم نظامی سرکوبگر هرگونه مخالفتی را خاموش کرد.

      The oppressive military regime silenced all opposition.

      رئیس تصمیم گرفت در طول جلسه هرگونه نظر مخالف را خاموش کند.

      The boss decided to squelch any dissenting opinions during the meeting.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد خاموش کردن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      ساکت کردن بی‌سروصدا کردن
      مترادف:
      کشتن فروکشتن منطفی کردن
      مترادف:
      قطع کردن (جریان‌برق)
      مترادف:
      خفه کردن سرکوب کردن
      مترادف:
      فرونشاندن آرام کردن

      سوال‌های رایج خاموش کردن

      خاموش کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «خاموش کردن» در زبان انگلیسی به turn off، switch off یا در موارد خاص shut down ترجمه می‌شود. بسته به بافت جمله، ممکن است معادل‌هایی چون extinguish (برای آتش)، mute (برای صدا)، یا deactivate (برای سیستم یا عملکرد خاص) نیز مناسب باشد.

      خاموش کردن به‌عنوان یک فعل، بیانگر عملی ارادی برای پایان دادن به عملکرد یا فعالیت چیزی است. این عمل می‌تواند به سادگی فشردن یک دکمه روی کنترل از راه دور برای خاموش کردن تلویزیون باشد، یا اقدامی تخصصی‌تر همچون خاموش کردن یک سرور، خاموش کردن آتش، یا حتی خاموش کردن ذهن از افکار آزاردهنده. در هر کاربرد، «خاموش کردن» مفهومی از توقف، سکون، و گاه پایان همراه دارد.

      در حوزه‌ی فناوری، خاموش کردن دستگاه‌ها عملی ضروری برای حفظ سلامت سیستم‌ها، صرفه‌جویی در مصرف انرژی و افزایش طول عمر تجهیزات است. مثلاً خاموش کردن رایانه پس از اتمام کار، یا خاموش کردن وای‌فای در زمان عدم استفاده، از جمله اقدامات مدیریتی در کار با ابزارهای دیجیتال به شمار می‌رود. همچنین، در دنیای دیجیتال، خاموش کردن ممکن است امنیت کاربران را نیز تأمین کند؛ برای مثال، خاموش کردن موقعیت مکانی (location services) برای حفظ حریم شخصی.

      در حوزه‌ی ایمنی و نجات، خاموش کردن می‌تواند معنایی حیاتی و فوری داشته باشد. خاموش کردن شعله‌های آتش در خانه یا جنگل، اقدامی است که جان انسان‌ها، حیوانات و محیط‌زیست را نجات می‌دهد. در اینجا، واژه‌ی «extinguish» یا «put out» در انگلیسی به کار می‌رود و بار معنایی سنگین‌تری نسبت به کاربردهای روزمره دارد. آتش‌نشانان، مهارت‌ها و تجهیزات ویژه‌ای برای خاموش کردن انواع آتش در اختیار دارند که هرکدام متناسب با نوع حریق طراحی شده‌اند.

      در حوزه‌ی روابط انسانی و روان‌شناسی، «خاموش کردن» گاهی به معنای سرکوب یا کنترل احساسات، افکار یا حتی واکنش‌هاست. فردی که تصمیم می‌گیرد خشم خود را خاموش کند، در واقع واکنشی طبیعی را مهار کرده تا پیامدی منفی ایجاد نشود. خاموش کردن ذهن هنگام مراقبه نیز نوعی تمرین آگاهی است که در بسیاری از روش‌های ذهن‌آگاهی (mindfulness) توصیه می‌شود. این خاموشی نه از روی انفعال، بلکه از روی آگاهی و تمرکز حاصل می‌شود.

      در ادبیات و زبان عامیانه، «خاموش کردن» ممکن است معنای استعاری داشته باشد؛ برای مثال، خاموش کردن کسی در بحث، یعنی ساکت کردن یا شکست دادن او در استدلال. این کاربردها نشان می‌دهند که خاموش کردن تنها یک کنش فیزیکی نیست، بلکه ابزاری زبانی برای بیان قدرت، تصمیم‌گیری، و حتی تسلط در موقعیت‌های اجتماعی و روانی است. واژه‌ی «خاموش کردن» علاوه‌بر کاربردهای عینی، بازتابی از روابط پیچیده‌ی انسانی و نیاز به کنترل شرایط نیز هست.

      ارجاع به لغت خاموش کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «خاموش کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خاموش کردن

      لغات نزدیک خاموش کردن

      • - خاموش سازی موتور
      • - خاموش شدن
      • - خاموش کردن
      • - خاموش کردن چراغ و نور
      • - خاموش کردن سریع
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.