resorting (to), embarking (upon), setting, attempting, taking action, undertaking, attempt
resorting
embarking
setting
attempting
taking action
undertaking
attempt
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
وقتی مذاکرات شکست خورد، او مبادرت به نوشتن نامهای سرگشاده کرد.
When negotiations failed, he resorted to writing an open letter.
قبلاز مبادرت به پروژه، آنها تمام دادههای لازم را جمعآوری کردند.
Before embarking upon the project, they gathered all the necessary data.
با مواجهه با تأخیرهای فراوان، مدیر مبادرت به استخدام نیروی موقت کرد.
Faced with mounting delays, the manager resorted to hiring temporary staff.
مبادرت به یک سبک زندگی سالم، نیازمند تعهد است.
Embarking upon a healthy lifestyle requires commitment.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مبادرت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مبادرت