تعداد زیاد، مقدار زیاد، حجم زیاد، جمع کثیر، شمار زیاد، لشکری از، انبوهی از، جماعتی از
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A host of factors contributed to his decision to move abroad.
تعداد زیادی از عوامل در تصمیم او برای مهاجرت مؤثر بودند.
A host of problems have delayed the project.
انبوهی از مشکلات، پروژه را به تأخیر انداخته است.
She faced a host of challenges when she started her own business.
وقتی کسبوکار خود را راهاندازی کرد، با مقدار زیادی از چالشها روبهرو شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «a host of» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/a-host-of