آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

      Anachronism

      əˈnækrənɪzm əˈnækrənɪzm

      معنی anachronism | جمله با anachronism

      noun countable C1

      ناهم‌زمانی، نابه‌هنگامی (‫شخص، چیز یا ایده‌ای که متعلق به گذشته است و با زمان حال هم‌خوانی ندارد)

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Showing Rustam with a gun is an anachronism.

      نشان دادن رستم با اسلحه، یک ناهم‌زمانی است.

      The movie's use of smartphones in a medieval setting was a glaring anachronism.

      استفاده از گوشی‌های هوشمند در یک محیط قرون وسطایی در فیلم، یک نابه‌هنگامی آشکار بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some traditions are dismissed as anachronisms, though they still have value.

      برخی سنت‌ها به‌عنوان ناهم‌زمانی رد می‌شوند، هرچند هنوز ارزش دارند.

      Wearing a suit of armor to the conference was an anachronism.

      پوشیدن زره در کنفرانس، یک نابه‌هنگامی بود.

      He has recorded historical events anachronistically.

      او واقعیات تاریخی را پس و پیش ذکر کرده است.

      noun countable C1

      نابهنجاری تاریخی (‫وضعیت یا حالتی که ازنظر زمانی نابجا است)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      Historians pointed out the anachronism in the painting.

      تاریخ‌نگاران به نابهنجاری تاریخی در نقاشی اشاره کردند.

      He dismissed the error as a minor anachronism that didn't affect the plot.

      او این اشتباه را به‌عنوان یک نابهنجاری تاریخی جزئی که بر داستان تأثیری ندارد، رد کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      An anachronism in the script made the historical character seem out of touch.

      یک نابهنجاری تاریخی در فیلم‌نامه باعث شد که شخصیت تاریخی ناهماهنگ به‌ نظر برسد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد anachronism

      1. noun error in time placement
        Synonyms:
        misdate misplacement chronological error solecism metachronism postdate prolepsis

      ارجاع به لغت anachronism

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «anachronism» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/anachronism

      لغات نزدیک anachronism

      • - anabranch
      • - anachronic
      • - anachronism
      • - anachronistic
      • - anachronous
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      paltry fly in the ointment bawl out cast-off pre-exist x-ray bow-legged fat-witted best-seller high-flown close-fitting riff-raff half-hearted non-cooperation extraneous خوابگردی خوداتکایی شترمرغ اهداف شبیه خاورمیانه تصنیف درق درخواست درخواست کتبی دگرگرایی راضی کردن خیارشور روباه‌صفت لباس‌کار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.