ناهمزمانی، نابههنگامی (شخص، چیز یا ایدهای که متعلق به گذشته است و با زمان حال همخوانی ندارد)
Showing Rustam with a gun is an anachronism.
نشان دادن رستم با اسلحه، یک ناهمزمانی است.
The movie's use of smartphones in a medieval setting was a glaring anachronism.
استفاده از گوشیهای هوشمند در یک محیط قرون وسطایی در فیلم، یک نابههنگامی آشکار بود.
Some traditions are dismissed as anachronisms, though they still have value.
برخی سنتها بهعنوان ناهمزمانی رد میشوند، هرچند هنوز ارزش دارند.
Wearing a suit of armor to the conference was an anachronism.
پوشیدن زره در کنفرانس، یک نابههنگامی بود.
He has recorded historical events anachronistically.
او واقعیات تاریخی را پس و پیش ذکر کرده است.
نابهنجاری تاریخی (وضعیت یا حالتی که ازنظر زمانی نابجا است)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Historians pointed out the anachronism in the painting.
تاریخنگاران به نابهنجاری تاریخی در نقاشی اشاره کردند.
He dismissed the error as a minor anachronism that didn't affect the plot.
او این اشتباه را بهعنوان یک نابهنجاری تاریخی جزئی که بر داستان تأثیری ندارد، رد کرد.
An anachronism in the script made the historical character seem out of touch.
یک نابهنجاری تاریخی در فیلمنامه باعث شد که شخصیت تاریخی ناهماهنگ به نظر برسد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «anachronism» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/anachronism