آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ بهمن ۱۴۰۱

      Bd

      معنی bd | جمله با bd

      abbreviation

      (با حروف کوچک) (نفت) (b/d) (barrels per day) بشکه در روز

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      B/D is a measure of oil output.

      تعداد بشکه در روز معیار نفت خروجی (=تولیدی) است.

      Global oil production amounted to 89.9 million bd in 2021.

      تولید جهانی نفت در سال ۲۰۲۱ میلادی به ۸۹/۹ میلیون بشکه در روز رسید.

      abbreviation

      (با حروف کوچک) board

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      abbreviation

      اقتصاد (با حروف کوچک) (bond) اوراق قرضه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      government bonds

      اوراق قرضه‌ی دولتی

      inexpensive bonds

      اوراق قرضه‌ی ارزان‌قیمت

      abbreviation

      (با حروف کوچک) boundary

      abbreviation

      (با حروف کوچک) bundle

      abbreviation

      (با حروف بزرگ) (bachelor of divinity) کارشناسی/لیسانس الهیات (=خداشناسی) مسیحیت

      I have a BD.

      لیسانس الهیات دارم.

      BD is no longer offered by the University of Otago.

      دانشگاه اوتاگو کارشناسی الهیات را ارائه نمی‌کند.

      abbreviation

      اقتصاد (با حروف بزرگ) (bank draft) حواله‌ی بانکی

      Unlike a personal cheque, a bank draft is guaranteed by the financial institution.

      بر خلاف چک شخصی، مؤسسه‌ی مالی حواله‌ی بانکی را تضمین می‌کند.

      A BD is a method of payment.

      حواله‌ی بانکی یک روش پرداخت است.

      abbreviation

      (با حروف بزرگ) bills discounted

      abbreviation

      (با حروف بزرگ) (bomb disposal) خنثی‌سازی بمب

      BD is an explosives engineering profession using the process by which hazardous explosive devices are rendered safe.

      خنثی‌سازی بمب حرفه‌ی مربوط به مهندسی مواد منفجره است که از طریق آن وسایل انفجاری خطرناک ایمن می‌شوند.

      a BD robot

      ربات خنثی‌سازی بمب

      abbreviation

      (با حروف بزرگ) brought down

      abbreviation

      پزشکی (از ریشه‌ی لاتین) (.b.d) (bis die) دو بار در روز (در نسخه‌های پزشکی نوشته می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      abbreviation

      (Bangladesh) بنگلادش

      abbreviation

      (.BD) ((s)Bahrain dinar) دینار بحرین

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bd

      1. noun a bachelor's degree in religion
        Synonyms:
        bachelor-of-divinity

      ارجاع به لغت bd

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bd» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bd

      لغات نزدیک bd

      • - bcme
      • - BCP
      • - bd
      • - bd ft
      • - bday
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.