شکل نوشتاری دیگر این لغت: can not
شکل منفی فعل can
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A foreigner cannot but be impressed by the beauty of Kurdistan.
یک فرد خارجی نمیتواند تحتتأثیر زیبایی کردستان قرار نگیرد.
I cannot believe how quickly time has flown by.
باورم نمیشه زمان چقدر زود گذشت.
مجبور بودن، چارهای نداشتن (بجز)
تیر رهاشده را نمیتوان برگرداند، آب ریخته را نمیتوان به جوی برگرداند
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «cannot» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cannot