گذشتهی ساده:
chainsawedشکل سوم:
chainsawedسومشخص مفرد:
chainsawsوجه وصفی حال:
chainsawingشکل جمع:
chainsawsشکل نوشتاری دیگر این لغت: chain saw
همچنین در حالت جمع میتوان از chain saws بهجای chainsaws استفاده کرد.
همچنین میتوان از chainsawn بهجای chainsawed استفاده کرد.
اره برقی، اره زنجیری، اره موتوری
He bought a new chainsaw for cutting firewood.
او اره برقی جدیدی برای بریدن هیزم خرید.
He used a chainsaw to carve an intricate sculpture from wood.
او با اره موتوری مجسمهای پیچیده از چوب تراشید.
The sound of the chainsaw echoed through the forest.
صدای اره موتوری در سراسر جنگل طنین انداخت.
با اره برقی بریدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She carefully chainsawed away the damaged branches.
او شاخههای آسیبدیده را با دقت با اره برقی برید.
I need to chainsaw the stump before we can build the deck.
قبلاز اینکه بتوانیم سکو بسازیم، باید کندهی درخت را با اره برقی ببُرم.
Chainsawing the frozen wood was harder than I expected.
برش چوب یخزده با اره برقی سختتر از آنچه که انتظار داشتم بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «chainsaw» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chainsaw