گذشتهی ساده:
frowned onشکل سوم:
frowned onسومشخص مفرد:
frowns onوجه وصفی حال:
frowning onهمچنین میتوان از frown upon بهجای frown on، از frowned upon بهجای frowned on، از frowning upon بهجای frowning on و از frowns upon بهجای frowns on استفاده کرد.
ناپسند شمردن، مورد تأیید نبودن، مذموم شمردن، خلاف عرف دانستن، عیب دانستن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many communities frown on public displays of affection.
بسیاری از جوامع نمایشهای علنی محبت را ناپسند میدانند.
Some cultures frown on eating with your left hand.
در برخی فرهنگها، غذا خوردن با دست چپ مورد تأیید نیست.
Teachers frown on cheating during exams.
معلمان تقلب در امتحانات را مذموم میدانند.
Many religious groups frown on gambling.
بسیاری از گروههای مذهبی قمار را عیب میدانند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «frown on» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/frown-on