شکل جمع:
homestersانگلیسی بریتانیایی ورزش بازیکن تیم میزبان
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
The homester scored the winning goal in the final minute.
بازیکن تیم میزبان در دقیقهی آخر گل برنده را به ثمر رساند.
The homester's foul earned him a yellow card.
خطای بازیکن تیم میزبان باعث شد که کارت زرد دریافت کند.
The homester received a standing ovation from the home fans.
بازیکن تیم میزبان ازسوی هواداران حاضر در ورزشگاه، مورد تشویق ایستاده قرار گرفت.
The coach praised the homester for his defensive skills.
مربی از بازیکن تیم میزبان بهخاطر مهارتهای دفاعیاش تمجید کرد.
انگلیسی بریتانیایی خانهدوست، خانهنشین، آدم خانگی، اهل خانه (شخصی که ماندن در خانه را به بیرون رفتن ترجیح میدهد)
همچنین میتوان از homebody استفاده کرد.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My sister is a true homester; she would rather stay in and cook than go to any party.
خواهرم واقعاً خانهدوست است؛ او ترجیح میدهد در خانه بماند و آشپزی کند تا اینکه به مهمانی برود.
Becoming a parent turned him into a committed homester.
پدر شدن، او را به یک خانهدوست متعهد تبدیل کرد.
She's not antisocial—just a homester who enjoys staying in.
او ضد اجتماعی نیست؛ فقط آدم خانگی است که از ماندن در خانه لذت میبرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «homester» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/homester