آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ مرداد ۱۴۰۵

      Homester

      ˈhoʊmstər ˈhəʊmstə

      شکل جمع:

      homesters

      معنی homester | جمله با homester

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی ورزش بازیکن تیم میزبان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The homester scored the winning goal in the final minute.

      بازیکن تیم میزبان در دقیقه‌ی آخر گل برنده را به ثمر رساند.

      The homester's foul earned him a yellow card.

      خطای بازیکن تیم میزبان باعث شد که کارت زرد دریافت کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The homester received a standing ovation from the home fans.

      بازیکن تیم میزبان ازسوی هواداران حاضر در ورزشگاه، مورد تشویق ایستاده قرار گرفت.

      The coach praised the homester for his defensive skills.

      مربی از بازیکن تیم میزبان به‌خاطر مهارت‌های دفاعی‌اش تمجید کرد.

      noun countable B2

      انگلیسی بریتانیایی خانه‌دوست، خانه‌نشین، آدم خانگی، اهل خانه (شخصی که ماندن در خانه را به بیرون رفتن ترجیح می‌دهد)

      همچنین می‌توان از homebody استفاده کرد.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      My sister is a true homester; she would rather stay in and cook than go to any party.

      خواهرم واقعاً خانه‌دوست است؛ او ترجیح می‌دهد در خانه بماند و آشپزی کند تا اینکه به مهمانی‌ برود.

      Becoming a parent turned him into a committed homester.

      پدر شدن، او را به یک خانه‌دوست متعهد تبدیل کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She's not antisocial—just a homester who enjoys staying in.

      او ضد اجتماعی نیست؛ فقط آدم خانگی است که از ماندن در خانه لذت می‌برد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت homester

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «homester» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/homester

      لغات نزدیک homester

      • - homestead law
      • - homesteader
      • - homester
      • - homestretch
      • - hometown
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.