آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ شهریور ۱۴۰۵

      Lay Low

      leɪ loʊ leɪ ləʊ

      گذشته‌ی ساده:

      laid low

      شکل سوم:

      laid low

      سوم‌شخص مفرد:

      lays low

      وجه وصفی حال:

      laying low

      معنی lay low | جمله با lay low

      idiom verb - transitive C1

      از پا انداختن، ناتوان کردن، عاجز کردن

      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      A sudden and severe illness can effectively lay low even the most robust individual, temporarily incapacitating them from their daily routines.

      یک بیماری ناگهانی و شدید می‌تواند حتی قوی‌ترین فرد را از پا بیندازد و موقتاً او را از برنامه‌های روزانه‌اش ناتوان کند.

      Chronic stress, if left unaddressed, can gradually lay low an individual's immune system, making them more susceptible to illness.

      استرس مزمن اگر بدون رسیدگی رها شود، می‌تواند به‌تدریج سیستم ایمنی فرد را ناتوان کند و او را مستعد به بیماری کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The unexpected downturn in the global economy threatens to lay low many small businesses that lack sufficient capital reserves.

      رکود غیرمنتظره در اقتصاد جهانی تهدید می‌کند که بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک فاقد ذخایر سرمایه‌ی کافی را از پا بیندازد.

      verb - transitive

      به زمین انداختن، نقش بر زمین کردن، غلبه کردن، ‫سرنگون کردن‬

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The strategic alliance between the two smaller nations was designed to lay low the hegemonic ambitions of the dominant regional power.

      اتحاد استراتژیک بین دو ملت کوچک‌تر برای سرنگون کردن جاه‌طلبی‌های مسلط قدرت منطقه‌ای غالب طراحی شده بود.

      The company's innovative marketing campaign aimed to lay low the competition by offering unparalleled value to consumers.

      کمپین بازاریابی نوآورانه‌ی شرکت با ارائه‌ی ارزش بی‌نظیر به مصرف‌کنندگان، قصد داشت رقبا را نقش بر زمین کند.

      verb - transitive

      کشتن

      In historical analyses of ancient warfare, the strategic objective was often to lay low the opposing army's leadership, thereby destabilizing their command structure.

      در تحلیل‌های تاریخی جنگ‌های باستان، هدف استراتژیک اغلب کشتن رهبری ارتش مقابل بود تا بدین‌وسیله ساختار فرماندهی آن‌ها بی‌ثبات شود.

      The text discusses how certain military campaigns were designed not merely to defeat, but to completely lay low the enemy's capacity for future resistance.

      متن به این موضوع می‌پردازد که چگونه برخی از لشکرکشی‌های نظامی نه‌تنها برای شکست دادن، بلکه برای کشتن کامل توانایی دشمن برای مقاومت آینده طراحی شده بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The historical account details how the invading forces were instructed to lay low any resistance encountered, ensuring swift territorial control.

      شرح تاریخی جزئیات می‌دهد که چگونه به نیروهای مهاجم دستور داده شد تا هر مقاومتی را که با آن مواجه می‌شوند بکشند و کنترل سریع قلمرو را تضمین کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت lay low

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lay low» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lay-low

      لغات نزدیک lay low

      • - lay it on (thick)
      • - lay it on thick (with a trowel)
      • - lay low
      • - lay of the land
      • - lay off
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      foxglove aster forget-me-not lily of the valley hibiscus cyclamen freesia sweet pea verbena primrose heather rhododendron lotus violet calendula فرار از زندان فرقه فرهیخته شدن فلفل قرمز فلک فن قلیایی کردن لاما لامع مصیبت من‌بعد نالازم هماتیت هورمون وبینار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.