آبوهوا خرداقلیم، ریزاقلیم (آبوهوای یک شهر، ناحیه یا محلی سربسته مانند گلخانه که با اطرافش متفاوت است)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی آبوهوا
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Tall buildings create a microclimate that can trap heat in the city center.
ساختمانهای بلند خرداقلیمی ایجاد میکنند که میتواند گرما را در مرکز شهر به دام بیندازد.
The valley's microclimate keeps frost away longer than the surrounding plains.
خرداقلیم دره باعث میشود که یخزدگی دیرتر از دشتهای اطراف رخ دهد.
The garden has its own microclimate that lets citrus trees thrive.
باغ دارای خرداقلیمی است که به درختان مرکبات اجازه میدهد رشد کنند.
Greenhouses allow gardeners to control a small microclimate year-round.
گلخانهها به باغبانان اجازه میدهند یک خرداقلیم کوچک را در تمام سال کنترل کنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «microclimate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/microclimate