شکل جمع:
microcircuitsبرق ریزمدار، مدار مجتمع کوچک، مدار الکترونیکی فشرده
همچنین میتوان از integrated circuit استفاده کرد.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He spent hours trying to repair the delicate microcircuit inside the old radio.
او ساعتها صرف تلاش برای تعمیر ریزمدار ظریف داخل رادیوی قدیمی کرد.
Researchers are exploring novel materials to enhance the efficiency and miniaturization of microcircuits for future electronic devices.
محققان درحال بررسی مواد جدیدی برای افزایش کارایی و کوچکسازی ریزمدارها برای دستگاههای الکترونیکی آینده هستند.
The tiny microcircuit is the heart of my new smartphone, making it incredibly powerful.
این مدار الکترونیکی فشردهی کوچک قلب گوشی هوشمند جدید من است و آن را فوقالعاده قدرتمند میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «microcircuit» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/microcircuit