همچنین میتوان از not miss a beat بهجای not skip a beat استفاده کرد.
بدون مکث، بدون وقفه، بدون درنگ
When the power went out, the backup generator kicked in and the system didn't skip a beat.
وقتی برق قطع شد، ژنراتور پشتیبان وارد عمل شد و سیستم بدون هیچ وقفهای به کارش ادامه داد.
She heard the bad news but didn't skip a beat and continued the meeting.
او خبر بد را شنید اما بدون مکث جلسه را ادامه داد.
Even under pressure, she didn't skip a beat and solved the problem.
حتی تحت فشار، او بدون درنگ مشکل را حل کرد.
انگلیسی آمریکایی بینقص عمل کردن، بدون مشکل کار کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The new software update installed and the system did not skip a beat.
بهروزرسانی جدید نرمافزار نصب شد و سیستم بدون هیچ مشکلی کار کرد.
She handled the unexpected question and didn't skip a beat.
او با سؤال غیرمنتظره برخورد کرد و بدون هیچ مشکلی پاسخ داد.
Our customer service team handled the surge in calls and didn't skip a beat.
تیم خدمات مشتری ما حجم تماسها را مدیریت کرد و بدون مشکل به کار خود ادامه داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «not skip a beat» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/not-skip-a-beat