آسایشگاه، خانهی سالمندان
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My grandmother lives in a nursing home.
مادربزرگم در خانهی سالمندان زندگی میکند.
He visits the nursing home every Sunday.
او هر یکشنبه به آسایشگاه سر میزند.
The nursing home is near the park.
خانهی سالمندان نزدیک پارک است.
The nursing home has a beautiful garden.
آسایشگاه باغ زیبایی دارد.
She works as a nurse in a nursing home.
او بهعنوان پرستار در خانهی سالمندان کار میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «nursing home» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nursing home