در انگلیسی بریتانیایی بهجای organized chaos از organised chaos استفاده میشود.
نامرتب ظاهری (وضعیت ظاهراً آشفته اما در واقع برنامهریزیشده و کنترلشده)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
His email inbox is organized chaos, but he replies to the most important messages first.
صندوق ایمیل او نامرتب ظاهری است، اما او ابتدا به مهمترین پیامها پاسخ میدهد.
The artist's studio is organized chaos; brushes and paints are scattered, but every tool has a purpose.
آتلیهی هنرمند نامرتب ظاهری است؛ قلمموها و رنگها پخش شدهاند، اما هر ابزار هدفی دارد.
Backstage was organized chaos; Costumes and props everywhere, yet the show went on without a hitch.
پشت صحنه نامرتب ظاهری بود؛ لباسها و ابزارها همهجا پراکنده بودند، بااینحال نمایش بدون مشکل اجرا شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «organized chaos» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/organized-chaos