پساز مرگ
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He was honored posthumously for his bravery in battle.
او پساز مرگ بهخاطر شجاعتش در میدان نبرد مورد تجلیل قرار گرفت.
He left a letter that was published posthumously.
او نامهای به جا گذاشت که پساز مرگ منتشر شد.
The author was awarded the prize posthumously.
نویسنده پساز مرگ جایزه را دریافت کرد.
Her latest novel was published posthumously last year.
رمان اخیر او سال گذشته پساز مرگ منتشر شد.
The scientist received a Nobel Prize posthumously.
دانشمند پساز مرگ جایزهی نوبل را دریافت کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «posthumously» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/posthumously