شکل جمع:
secondmentsانگلیسی بریتانیایی کسبوکار مأموریت، انتقال موقت
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The secondment allowed her to gain experience in international law.
این مأموریت به او امکان داد تا تجربهای در حقوق بینالملل کسب کند.
During the secondment, his salary and benefits remained unchanged.
در طول مأموریت، حقوق و مزایای او بدون تغییر باقی ماند.
She accepted a six-month secondment to the company's London office.
او مأموریت ششماههای به دفتر شرکت در لندن پذیرفت.
They arranged a secondment so he could advise the government agency.
آنها مأموریتی ترتیب دادند تا او بتواند به نهاد دولتی مشاوره دهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «secondment» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/secondment